تبليغاتX
سكوت واحه - حال بد
 

" زندگي با ماجراهاي فراوانش

ظاهري دارد , بسان بيشه اي بغرنج و در هم باف

ماجراها گونه گون و رنگ وارنگ است.

چيست اما ساده تر از اين, كه در باطن

تار و پودِ هيچي و پوچي هماهنگ است؟

 

ماجراي زندگي آيا

جز مشقتهاي شوقي تواءمان با زجر,

اختيارش همعنان با جبر,

بسترش بر بُعد فرِِِِِّار و مه آلود زمان لغزان,

در فضاي كشف پوچ ماجراها چيست؟

من بگويم, يا تو مي گويي

هيچ جز اين نيست؟"

 

"اخوان ثالث"

 

پ.ن.1: احتمالا مخاطب خاص دارد.

پ.ن.2: با دلي فشرده از رنجهاي تحميلي اين دنيا

پ.ن.3: عيد بر من كوفت باد!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت   توسط silence  |