|
|
|
|
|
case study 1
دوستي* دارم كه هميشه مي گفت: " يه انسان, يه آدم پيدا نميشه بياد منو بگيره!" من هميشه فكر مي كردم همان اصطلاح معروف(با پوزش از همه آقايان محترم) يكي خر نمي شه بياد منو بگيره را مودبانه بيان مي كنه و يا منظورش اينه كه " يكي نمياد انسانيت به خرج بده و منو بگيره".به تازگي با توضيحات ايشون متوجه شده بودم كه منظور اين دوست بنده, اين بيده كه بلا نسبت همه خرند و هيچ كس آدم نيست كه بياد ايشونو بگيره! چيزي توي مايه هاي grandiosity ! 3برداشت از يه جمله! جالب انگيزناكي ماجرا اين بيد كه مدتي پيش بالاخره اين دوست عزيز بنده با آقايي كه Ph.D عمران در آمريكا مي خواند وصلت نمود و سر وسامون گرفت. case study 2 پناه بر خدا, من از استدلالهاي دوستانم سر در نميارم. دختران امروز را چه مي شود؟ قرصهايم كو؟ عزيزان ديگري هم در جرگه ازدواج كنندگان مي بينم كه با دست پس مي زنند , با پا پيش مي كشند و عزيزاني هم هستند كه با يافت شدن همسر دلخواهشون از نظر اخلاقي, آقاي مربوطه را دو دستي, بلكم سه دستي چسبيده و همزمان بدون رها كردن گل پسر مورد نظر خواسته هاي غير منطقي مادي خود را به اطلاع ايشان مي رسانند و گل پسر مزبور هم درحالي كه عقل را به جمعه سپرده!همه را چشم بسته قبول مي كند! عقل پسران را چه شده است؟ خر مخ كداميك از طرفين را گاز گرفته است؟? تجربه ثابت كرده عزيزاني كه از مواضع استراتژيكيشون در ارائه شرايط اعجاب انگيزشون عقب نشيني نمي كنند موفق ترند. نتيجه گيري: به نظرم من فمينيست نيستم! ********************************* *اين عزيز, جديدا بنده را هم با جملاتي چون "بايد تو هم يكي از اين مردان را به يوغ ! بكشي" به ازدواج ترغيب مي فرمايند!دستشون درد نكنه! بالاخره منه جوون هم نياز به تشويق و ترغيب دارم خوب! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت توسط silence
|
|
||