|
|
|
|
|
...و در چنين روزي چشم به جهان گشودم تا دولتهايي گوناگون, اعم از سازندگي*, شرمندگي و از همه مهم تر يكه تازي ها و هنرنمايي هاي بازيگر با استعداد** فيلم اديسه فضايي كوبريك را ببينم. * قدمتم به قبل از سازندگي مي رسه ها! ** راهنمايي: يكي از اونايي كه استخوان پرت مي كرد! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت توسط silence
|
|
||
|
|
|
|
|
از اين پس مي توانيد به جاي silence و يا اسم حقيقي خودم, منو "گير كرده* در سنتها" صدا كنيد. *عين پاريكال, كه در گل گير مي كند! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت توسط silence
|
|
||
|
|
|
|
|
كشف ديرهنگام دراواخر سن 25 سالگي: دوران مجردي بهترين و زيبا ترين دوران زندگيست, به شرط آنكه روزگار در اثر تصميمات و اراده‘ دیگران و عواملي كه در دست و اختيار شما نيست, روي سرتون خرابكاري انجام نداده باشه و خرابكاري تا اون اندازه پائين نيومده باشه كه تمام صورتتونو پوشونده باشه, جوري كه هر مقدار هم كه زور بزنيد نتونيد زيبائيها را ببينيد و نتونيد اميدي به ديدنشون داشته باشيد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت توسط silence
|
|
||