تبليغاتX
سكوت واحه
 

ديروز به يه آگهي استخدام كه مي تونستم جزو اولويتها شون محسوب بشم و با تمام شرايط من به جز مورد زير مطابق بود برخورد كردم:

شرط سني:

براي خانمها متولدين 1/1/1362 به بعد

براي آقايان* متولدين 1/1/1360 به بعد

 

صداي پاي پيريو به خوبي مي شنوم. 

* تبعيض!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت   توسط silence  | 

 

شنيدن اظهارات اخير در مورد ازدواج موقت از دهان شخصي كه در مصاحبه تلويزيوني وقتي مجري از اختلاف سن زياد فرزند آخر با يكي مونده به آخرش مي پرسه با رويي مضاعف جواب مي ده كه: "چون بيكار بوديم و اينا....!" چيزه عجيبي نيست.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت   توسط silence  | 

 

يه زماني پدرـ مادرها موفقيت هاي بچه هاي ديگرانو تو سر بچه هاشون مي كوبيدند و حالا بچه ها پولداريه پدرـ مادرهاي ديگرانو تو سر پدرـ مادراشون مي كوبند!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت   توسط silence  | 

 

اينكه امروز 14 خرداد 86 يگان ويژه,  راه ملتو تو جاده شمال بسته چه معني اي مي توونه داشته باشه؟!عزاداري به زور؟

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت   توسط silence  | 

 

۱.اينكه به خاطر درگيريها و تجمع هاي اخير دانشكده جلوي در دانشكده هر روز جلوتونو بگيرن و حتي با نشون دادن گواهي فارغ التحصيلي, نگهباني و يه آقاي گودزيلاي گردن كلفت كه تا تو چشماش ريش همراه با شپش روييده, بفرمايند كه فارغ التحصيل راه نمي دن!, چيزيه كه فقط از سيستم آموزشيه اين مملكت بر مياد.اول تنهايي و سپس با كمك يكي از اساتيد با منطق بهش تفهيم كرديم كه حرف زور ميزنه.هر چند با اون طرز زل زدن و مات بودنش بعيد ميدونم كه چيزي از منطق متوجه شده باشه.

در ادامه استاد گرامي تلفني منو اينطوري براي حراست توصيف مي فرمودند:"ايشون چهرشون نشون ميده كه براي مقاصدي كه شما مد نظرتونه دانشكده نميان!"

منظور استاد از مقاصد, شركت در تجمع و براندازي نرم واين طور توهمات توطئه آقايان بود.

 

۲.براي چندمين بار مورد اين پرسش واقع شدم: "چرا نمي ري تست صدا واسه گويندگي راديو بدي؟"

در موردش تفكر مي كنيييييييم!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت   توسط silence  | 

 

1.جشن فارغ التحصيلي كه باعث شد دوباره خاطرات سالهاي دانشكده زنده بشه واقعا غم انگيز بود.مخصوصا پخش كليپي از سوراخ سمبه هاي دانشكده كه با آهنگ غمناك مرو اي دوست هم همراه بود. ياد كردن از اساتيدي* كه ديگه بين ما نبودند و مخصوصا قسمت سوگند خوردن. ديدن شبهاي دانشكده و حياطش با باغچه هاي پر از گل و مناره وسط حياط كه نماد دانشكده است نوستالژي غم انگيزي بود كه بعد از تموم شدن جشن آدمو از غصه كلا نابود مي كرد.

* متاسفانه اكثرا هم از اساتيدي بودن كه مي تونستن اقتصاد اين مملكتو يه سرو ساموني بدند.

2.كم پيدام؟ سراغمو مي گيرين؟ نگران حالم شديد؟**

مي تونين منو از ساعت 10 صبح تا 6 بعد از ظهر در كتابخونه دانشكده سابقم در حال تركوندن(۱) كتابا بيابين.

 **اينا چند تا لطيفه بود. وگرنه كي حال منو اين وسط مي پرسه؟والا!

عطف به اين پست جناب پينو كيو خدمت ايشون عرض كنم كه : شما پولتونو سر هر سفره اي تو اين مملكت ببري محمود ش‌ِ. پِ. ش. توپ توش ميندازه , واسه پيدا كردن يه پرتفوي خوب زياد خودتونو خسته نكنين.

اين انتظار من واسه تركيدن(۲) اقتصاد با اين شاهكاراي پي در پي استاد نمي دونم چرا تموم نمي شه!

پ.ن.(۱) به معنيه مطالعه عمیق, (۲) به معنيه انفجار عمیق!!! 

3.براي شازده: فرزندم, تو بلاگت  كه بي بخاري موج مي زنه, به بخارايي هم كه از بلاگ من متصاعد مي شه كه وقعي نمي نهي! چي كار داري مي كني فرزندم؟!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت   توسط silence  | 

اول از همه بايد يه چند تا مطلبو در مورد اولين كامنت پست قبلي واسه عزيزان و حتي خودم! عرض كنم.

والا منم اين آقايي كه اين كامنتو گذاشتند نمي شناسم.احتمالا از بازديد كننده هايي هستند كه موقع آپ كردن پست به اسم بلاگ بنده برخوردند و كامنت گذاشتند. مطلب بعدي اينكه جون هر كي دوست دارين به تركي كامنت نذارين. آخه  بنده ترك نيستم و يه كلمه هم تركي بلد نبيدم. به همين دليل از قسمت هايي كه اين آقا به تركي نوشته بودند چيزي متوجه نشدم. خدمت اميد خان هم عرض كنم كه والا من به آدرس سايت اين آقا رفتم و بعضي قسمتها كه فارسي بودو خوندم. يه چيزايي از در گيريو اين حرفا نوشته شده بود!!

پ.ن. از اين كه نوشتم كه كامنت به لهجه خاصي نذارين كسي دلخور نشه. به هيچ وجه قصد جسارت به هيچ قوم و مليتي نداشتمو ندارم. فقط به اين خاطر گفتم كه معنيشو متوجه نمي شم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت   توسط silence  |